شبکه بهداشت و درمان رامسر
۱۳۹۷ شنبه ۵ خرداد
br ENGLISH
مقالات

به نام خدا

عنوان مقاله : مطالعه رابطه تفكر سيستمي با جامع نگري در ارائه آموزش سلامت مادران(مورد مطالعه بهورزان شهرستانهاي رامسر و تنكابن درسال 1391)

سميه رفيعي[1] (اين مقاله خلاصه اي از پايان نامه اينجانب است كه با راهنمايي اساتيد بزرگوار خانم دكتر شكيبايي[2] وخانم دكتر رحيم آقايي[3] تدوين گرديده است)
چكيده:

هدف پژوهش حاضر، تعيين رابطه تفكر سيستمي با جامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران دربهورزان شهرستانهاي رامسر و تنكابن مي باشد.جامعه آماري تحقيق شامل بهورزان شهرستانهاي رامسرو تنكابن به تعداد 250 نفربود كه كه از اين تعداد طبق جدول مورگان 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند.نوع تحقيق حاضر ،همبستگي است. ابزار پژوهش ،پرسشنامه تفكر سيستمي و پرسشنامه جامع نگري كه اختصاصأ براي اين پژوهش ساخته شده اند، است.ابتدا پرسشنامه هاي تنظيم شده در اختيار 30 نفر از بهورزان قرار گرفته و پس از پاسخگويي توسط آنها تجزيه و تحليل نمرات حاصل صورت گرفته و پس از تعيين اعتبار ،پرسشنامه به صورت كلي توزيع گرديد و پس از بررسي نمرات،اعتبار 0.731 تعيين گرديد.نوع تحقيق حاضر همبستگي است .داده هاي بدست آمده با استفاده تحليل رگرسيون و تحليل عاملي محاسبه گرديد.نتايج تحقيق نشان داد كه بين تفكر سيستمي و جامع نگري رابطه معنا دار وجود دارد و بين مؤلفه هاي تفكرسيستمي از قبيل تصوير بزرگ،وابستگي متقابل،پيامد،علت و معلول با جامع نگري رابطه معناداري مشاهده شده است.

واژگان كليدي: تفكر سيستمي،جامع نگري،آموزش

مقدمه:

به طور كلي سيستمهاي زنده يكپارچه هستند وخصوصيات آنهارابايد دركل مجموعه بررسي كرد.سازمانها نيز از چنين خصوصيتي برخوردارند. براي درك و فهم بسياري ازچالشهاودرگيريهادرآنها،بايدكل نظام و سازمان را زيرنظرقراردادوكل نگري داشت (رضائيان،1388،ص11).يكي از عواملي كه به اين كل نگري كمك مي نمايد داشتن تفكري سيستمي است. تفكرسيستمي باعث تغييردر ذهنيت مي گردد، وسبب مي شود كه به پديده ها به صورت كلي نگريسته شود وشناخت انسان ازيك كل،ازطريق مشاهده فراگردهايي كه در درون آن به وقوع مي پيوندند به دست مي آيد (دوروسني وجون بيشون به نقل از جهانبگلو،1370).

بيان مسأله:

مشكلات جوامع انساني و سازمانها روز بروز پيچيده تر و حل آنها نيازمند تفكر بهتر است . موارد فراواني وجود دارد كه تلاش مديران و مسئولان براي حل يك مشكل، فقط باعث تسكين آن شده و پس از مدت كوتاهي وضعيت مانند قبل شده يا منجر به ايجاد مشكلاتي بزرگتر و بدتر گرديده است . رويكرد سيستمي مدعي ارائه روش براي برخورد اصولي تر باپيچيدگيهاي دنياي كنوني است.(سنگه به نقل از كمال حقيقت و روشن،1382) تفكرسيستمي درصدد فهم­كل(سيستم) و اجزاي آن،روابط بين­اجزاء­و كل­ وروابط­ بين­كل بامحيط­ (فراسيستم)است. تفكرسيستمي به عنوان ابزاري درجهت فهم ودرك دنياي پيچيده اطراف مي باشد (محمدي،1383). از آنجايي كه آموزش در ماندگاري فرهنگ بشر و رشد همه جانبه او اثر دارد مي توان با مهارتهايي چون تفكر سيستمي هدفهاي نظام آموزشي را در چهارچوب نيازها و ضرورتهاي زندگي فردي و گروههاي انساني تدوين كرد و زمينه هاي اجتماعي شدن را فراهم نمود .نياز به تفكرسيستمي درجهت دستيابي هرچه بيشتربه اهداف عالي دولتها درجهت توسعه همه جانبه احساس مي گردد (بيرو،2011). نگرش سيستمي به مقوله سلامت و توجه به اين مساله كه سلامت مادران به عنوان نيمي از جمعيت­جامعه و گروه آسيب­پذيرموردتوجه­سياستگذاران ودست­اندركاران مسائل توسعه است ،نياز به تفكر سيستمي را روشن مي سازد.ارتقاء­سلامت مادران يكي­از اركان­اساسي مراقبتهاي بهداشتي و درماني است(علويان،1387) .بنا به گفته سازمان بهداشت جهاني احتمال مرگ به دليل عارضه هاي ناشي از بارداري و زايمان درطول زندگي هر زن در كشورهاي درحال توسعه به ميزان 1 به 20 است ( خوش بين ،1387،ص148).نگاه كل نگر وجامع به مقوله سلامت مادران گامي اساسي براي تحقق بهداشت و سلامت مادران است ويك آموزش جامع نگر بر مبناي تفكري تحليلي و تركيبي با نگاهي همه جانبه به اجرايي كردن و عملياتي كردن سلامت مادران كه از اهداف شبكه بهداشت و درمان كشور به حساب مي آيد گامي موثردرحفظ سلامت مادران مي باشدوبه تبع تربيت نسلي صحيح براي ساختن فردايي بهتر را فراهم مي سازد(ماهنامه تدبير،1385).
ما در اين تحقيق درجستجوي پاسخ به اين سؤال هستيم كه: بهورزان چگونه باتفكرسيستمي وجامع نگري درارايه آموزش سلامت مادران ونگاه همه جانبه به مقوله سلامت مادران سهيم مي باشند تا زمينه هاي كاهش مرگ وميرمادران رافراهم كنند.

ضرورت واهميت تحقيق:

بامطرح شدن يادگيري سازماني ، ضرورت تفكرسيستمي درسازمانها مطرح گرديده و با نظر به اينكه شبكه بهداشت و درمان به عنوان يك سازمان يادگيرنده كه با قدرت و به صورت جمعي ياد مي گيرد تفكرسيستمي مي تواند به عنوان ابزاري جهت اهميت بخشيدن به يادگيري دسته جمعي وكاهش جزءگرايي به نحو مطلوب ايفاي نقش مي كند (اريكسون،2003). بهورزان به عنوان سطوح اوليه بهداشتي با تقويت روشنگري وبينش وانگيزشي كه تفكرسيستمي در درك وحل مسائل ايجاد مي كند مي توانندازآن در امر آموزش استفاده كنند وبه گونه اي فعال محيط خود راببينند ومسائل جديد را كشف كنند (بلوكلند،1989)از آنجا كه آموزش به مادران در رأس برنامه هاي بهداشت و درمان قرار دارد و هرسال بيش از نيم ميليون زن در طي بارداري ،زايمان و يا بعد از وضع حمل جان خود را ازدست مي دهند (شمشيري ميلاني، 1381)آموزش جامع و كل نگر ي بهورزان و پرداختن به تمامي جوانب در امر آموزش سلامت مادران و دانستن خود به عنوان جزئي مؤثر كه بايد در جهت اهداف كل سيستم تلاش كنند جز در چارچوب نگرش سيستمي حاصل نمي شود.

تعاريف نظري متغيرها:

تفكرسيستمي:تفكرسيستمي به­عنوان علم يا هنر استنباط رفتار پايا به­وسيله­ي رشد و توسعه فهم عميق ساختارمند تعريف شده است. به عبارت ديگر اين نوع تفكر چهارچوبي براي درك بيشتر روابط متقابل ميان اشياء جدا از هم است، و در عمل فعاليت مستمري براي مرتب كردن مفاهيم و تكنيك­هاست (سانال،2004).

تفكرسيستمي نوعي پشتوانه انجام تحقيقات عملياتي دردنياي واقعي مي باشدو تحقق تواناييهاي بالقوه ي تفكر سيستمي مستلزم ساختن ديدگاه مشترك ،مدلهاي ذهني،يادگيري تيمي ومهارت فردي است (فلود، 2010)

جامع نگري: جامع نگري نگرشي است كه كل راباهمه اجزاي تشكيل دهنده وبه هم پيوسته و وابسته اش درنظر مي گيرد.(استرمن ،2007)

جامع نگري به نگرش وطريقه تفكري گفته مي شودكه براساس آن تعيين وتبيين تمامي صفات وويژگي هاي سازمانها تنهاوتنها بامطالعه مؤلفه هاواجزامتشكله آن ميسرنيست (رضائيان،1388).

جامع نگري درآموزش: آموزشي دائم در باب چگونگي درك كامل و واضح واقعيتهاي موجود وپرداختن به تمامي زواياي مسائل مورد آموزش مي باشد(ماهنامه تدبير،1385).

آموزش سلامت مادران:آموزش به مادران درزمينه هاي بهداشت فردي، بهداشت روان وجنسي،دهان ودندان، علائم خطر دربارداري ،شكايتهاي شايع دوران بارداري ،تغذيه/مكملهاي دارويي ،شيردهي ومشكلات وتداوم آن ،مراقبت از نوزاد وعلائم خطرنوزادي،تنظيم خانواده/مشاوره،تجويزمكملهاي دارويي،تزريق آمپول رگام درمادران ارهاش منفي، جهت حفظ سلامت مادر ونوزاد و زايماني ايمن(والافر و ديگران،1387)

تعاريف عملياتي:

تفكرسيستمي: منظورازتفكرسيستمي ميزان نمره اي است كه بهورزان از پرسشنامه محقق ساخته با 27 سوال بدست مي آورند.

جامع نگري: منظورازجامع نگري ميزان نمره اي است كه بهورزان ازپرسشنامه محقق ساخته با 9 سؤال بدست مي آورند.

جامع نگري درآموزش: منظوراز جامع نگري در آموزش ميزان نمره اي است كه بهورزان از پرداختن به تمامي

زوايا درامر آموزش وعدم تاكيد بر جنبه اي خاص ودرمقابل بي توجهي به جوانب ديگر وكل نگري موثر درجهت رسيدن به اهداف،طبق سوالات مطرح شده درپرسشنامه به دست مي آورند.

پيشينه تحقيقات انجام شده:

- در پژهشي كه توسط فلود(2010)انجام شد، نتايج تحقيق نشان داد كه بين تفكر سيستمي با تحقيقات عملياتي جامع رابطه وجود دارد و وي تفكر سيستمي را ابزاري ضروري در كل نگري نسبت به تحقيقات عملياتي در سيستمهاي اجتماعي به شمار مي آورد و از جهت رابطه تفكر سيستمي با جامع نگري با تحقيق حاضر همسو مي باشد.

- در پژوهشي كه توسط دانلز(2011) انجام شد، نتايج تحقيق نشان داد كه بين تفكر سيستمي و آموزش سيستميك و اجراي سيستميك برنامه هاي تدوين شده رابطه وجود دارد و وي تفكر سيستمي را در موفقيت دانش آموزان مؤثر مي داند و با تحقيق حاضر همسو مي باشد.

- در پژوهشي كه توسط آدام(2001) انجام شد، رابطه تفكر سيستمي با مهارت يافتن دانشجويان در فراگرفتن سيستميك دروس، معنادار بوده است و با تحقيق حاضر همسو مي باشد.

-در پژوهش انجام شده در (1387) محقق رابطه تفكر سيستمي و يك سلسله روابط علت و معلولي را با دستيابي به اهداف كلي سيستم معنادار ذكر كرده است و با تحقيق حاضر همسو ميباشد.

- در پژوهشي كه رحماني(1387) انجام داد،رابطه تفكر سيستمي و اهداف جامع سيستم را معنا دار ذكر كرده است و با تحقيق حاضر همسو مي باشد.

- طايفي (1388) ،تفكر سيستمي را در شناخت پديده ها ضروري مي داند و روابط علي و معلولي بين پديده ها و همبستگي بين پديده هاي جهان و روابط متقابل را بيان مي دارد.

اهداف تحقيق :

تعيين رابطه تفكرسيستمي باجامع نگري در ارائه آموزش سلامت مادران(مورد مطالعه بهورزان شهرستانهاي رامسر و تنكابن ، سال 1391)

اهداف ويژه تحقيق:

1- تعيين رابطه تصوير بزرگ با جامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران

2- تعيين رابطه وابستگي متقابل باجامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران

3- تعيين رابطه پيامد باجامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران

4- تعيين رابطه سيستم به عنوان علت ومعلول باجامع نگري در ارائه آموزش سلامت مادران

سؤالات تحقيق:

سؤال اصلي تحقيق:آياتفكرسيستمي بهورزان باجامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران توسط آنهارابطه دارد؟

سوالات فرعي تحقيق:

1- آيا تصوير بزرگ باجامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران رابطه دارد؟

2- آيا وابستگي متقابل باجامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران رابطه دارد؟

3-آيا پيامد با جامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران رابطه دارد؟

4- آيا سيستم به عنوان علت ومعلول باجامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران رابطه دارد؟

روش تحقيق :

با توجه به موضوع تحقيق(مطالعه رابطه تفكر سيستمي با جامع نگري در ارائه آموزش سلامت مادران)از نوع همبستگي است.

جامعه و نمونه آماري:

جامعه آماري مورد بررسي در اين تحقيق ،250 نفر ازبهورزان شهرستانهاي رامسر وتنكابن مي باشند كه در امر سلامت مادران دخالت داشته اند كه بر اساس جدول مورگان 150 نفر به عنوان نمونه آماري انتخاب شده كه مبادرت به پر كردن پرسشنامه محقق ساخته نمودند.

روش جمع آوري اطلاعات:

محقق براي گردآوري داده هاي خود جهت تدوين پايان نامه ،با توجه به موضوع تحقيقي از روش كتابخانه اي جهت دسترسي به مباني نظري تحقيق و از روش ميداني با توجه به پرسشنامه محقق ساخته كه توسط بهورزان پاسخ داده شده است استفاده كرده است.

ابزارجمع آوري اطلاعات :

نگارنده جهت گرد آوري اطلاعات از بهورزان شهرستانهاي رامسر و تنكابن كه جامعه و نمونه آماري اين تحقيق را شامل مي شدند مبادرت به تهيه پرسشنامه تفكر سيستمي و پرسشنامه جامع نگري با توجه به طيف ليكرت چهار قسمتي (كاملأ موافقم ،موافقم،مخالفم ،كاملأ مخالفم )ذكر كرده است .كه بعد از تعيين اعتبار از طريق ضريب آلفاي كرونباخ ،اعتبار پرسشنامه تفكر سيستمي و اعتبار پرسشنامه جامع نگري تعيين گرديد.

روش تجزيه وتحليل داده ها :

نگارنده براي تجزيه وتحليل داده هاي تحقيق خود ابتدا از تحليل توصيفي(آمارتوصيفي) و تحليل استنباطي (آمار استنباطي) استفاده كرده است.بر اساس آمار توصيفي 86 نفر معادل 57.3 درصد را بهورزان زن و 64 نفر معادل 42.7 درصد را بهورزان مرد تشكيل داده است .از آنجا كه اطلاعات توصيفي شركت كنندگان (بهورزان)بر اساس متغيرهاي جنسيت و تحصيلات مي باشد، بر اساس آمار توصيفي در متغير تحصيلات بيشترين فراواني مربوط به دارندگان مدرك ديپلم 81 نفر معادل 54 درصد و كمترين فراواني را دارندگان مدرك ديپلم 12 نفر كه معادل 8 درصد كل افراد نمونه مي باشد.در تحصيلات بيشترين فراواني داراي مدرك ديپلم كه 81 نفر و معادل 54درصد كل افراد نمونه و كمترين فراواني داراي مدرك بالاتر از ديپلم كه12 نفر و معادل 8 درصد كل افراد نمونه هستند.

محقق در مبحث تحليل استنباطي از روش تحليل رگرسيون چند متغيره استفاده كرده است .رگرسيون چند متغيره كه ويژگي هاي آمار پارامتريك را داراست.در اين تحقيق تفكر سيستمي و جامع نگري متغيرهاي تحقيق را شامل مي شود و روش تحليل مؤلفه هاي اصلي PC مي باشد.در اين روش علاوه بر اينكه بر اساس خانه هاي قطري (ماتريس همبستگي ) كه يك عدد را شامل مي شود.واريانس هاي مشترك ،واريانس اختصاصي و واريانس خطا را در بر مي گيرد كه در واقع به دنبال ساختاري است كه واريانس هاي مذكور را تبيين نمايد.براي تشخيص ساختارها از روش چرخي واريماكس استفاده شده است.انگيزه اصلي به كار بردن اين چرخش با توجه به استقلال عامل ها نامگذاري آنهاست(فرگوسن،1976).مقدارKMO برابر با 0.630وسطح معنادار بودن مشخصه كرويت بارتلت كمتر از 0.0001 است.تعداد عاملهايي كه مبناي تعيين مشخصه آمار نهايي قرار گرفت با توجه به نمودار SCRee(ارزشهاي ويژه) 4 عامل يا چهار مؤلفه از قبيل تصوير بزرگ،وابستگي متقابل، پيامد،علت و معلول مي باشد.

بحث ونتيجه گيري سوالات تحقيق:

سؤال اول : آيا تصوير بزرگ تفكر سيستمي با جامع نگري رابطه معنادار دارد؟ ( 0.299r= ،p=o.00

بر اساس ضزيب همبستگي محاسبه شده در سطح 0.01 معنادار است و نشان مي دهد كه بين تصوير بزرگ و جامع نگري رابطه مثبت معني دار وجود دارد به عبارت ديگر هرچقدر تصوير بزرگ افزايش يابد، جامع نگري نيز افزايش مي يابد.

سؤال دوم:آيا وابستگي متقابل تفكر سيستمي باجامع نگري رابطه معنادار دارد؟ ( 0.175 r= 0.000 p=)ضزيب همبستگي محاسبه شده در سطح 0.01 معنادار است و نشان مي دهد كه بين وابستگي متقابل و جامع نگري رابطه مثبت معني دار وجود دارد به عبارت ديگر هرچقدروابستگي متقابل افزايش يابد جامع نگري نيز افزايش مي يابد.

سؤال سوم: آيا پيامد تفكر سيستمي باجامع نگري رابطه معنادار دارد؟(. 0.174 r= 0.017 p=)ضزيب همبستگي محاسبه شده در سطح 0.05 معنادار است و نشان مي دهد كه بين پيامد و جامع نگري رابطه مثبت معني دار وجود دارد به عبارت ديگر هرچقدرپيامدافزايش يابد جامع نگري نيز افزايش مي يابد.

سؤال چهارم: آيا علت و معلول تفكر سيستمي با جامع نگري رابطه معنادار دارد؟(. 0.160= r، p=0.025، 0.025 p=)ضزيب همبستگي محاسبه شده در سطح 0.05 معنادار است و نشان مي دهد كه بين علت ومعلول و جامع نگري رابطه مثبت معني دار وجود دارد به عبارت ديگر هرچقدرعلت و معلول افزايش يابد جامع نگري نيز افزايش مي يابد.

سؤال پنجم: آيا تفكر سيستمي با جامع نگري رابطه معنادار دارد؟( 359 r=0.،p=0.00) ضزيب همبستگي محاسبه شده در سطح 0.01 معنادار است و نشان مي دهد كه بين تفكر سيستمي و جامع نگري رابطه مثبت معني دار وجود دارد به عبارت ديگر هرچقدرتفكر سيستمي افزايش يابد جامع نگري نيز افزايش مي يابد.بين همه مؤلفه هاي تفكر سيستمي با جامع نگري رابطه معنادار وجود دارد. F بدست آمده در سطح 0.01 معني دار است p=0.000)،21.639=(148و1) F)بنابراين با اطمينان 0.99 نتيجه مي گيريم كه بين متغيرتفكر سيستمي و متغير جامع نگري رابطه وجود دارد و متغير مستقل (تفكر سيستمي )قدرت پيش بيني متغير ملاك را دارد.

پژوهش حاضر به دليل جديد بودن عنوان از پيشينه تطابقي برخوردار نبوده است و تا حال در زمينه رابطه تفكر سيستمي با جامع نگري در آموزش سلامت مادران كار تحقيقي انجام نشده است.

نتيجه گيري:

آموزش فرايند كل گرا و مداوم مي باشد اگر در ارتباط با مقوله سلامت مادران كه از زمينه هاي متفاوت بر خوردار مي باشد بدون تفكر سيستمي نمي توان به اهداف مورد نظر خود دست يابد.تفكر منفرد امروزه در ساختارهاي آموزشي و بهداشتي از جايگاه مطلوب برخوردار نيست. امروزه توجه به تفكر سيستمي و ساختار گرايي كه در آن تمامي اجزا سيستم ضمن استقلال نسبي به كنشهاي متقابل مي پردازند مي تواند در عرصه هاي مختلف شاهد بروز خلاقيتهاي قابل توجه باشد.

پيشنهادهاي تحقيق:

1-از آنجا كه در اين پژوهش مشخص گرديدكه بين تفكر سيستمي و جامع نگري درارائه آموزش سلامت مادران در بهورزان مناطق رامسر و تنكابن رابطه وجود دارد توصيه مي گردد جهت تعميم به كل جامعه و عينيت بخشي در مناطق ديگر هم اين تحقيق انجام گيرد.

2-جامعه آماري در اين تحقيق كليه بهورزان شهرستان هاي رامسر و تنكابن است ،توصيه مي گردد تحقيقي مشابه كه جامعه آماري آن ساير كاركنان بهداشت باشند، انجام گيرد.

3-با توجه به اهميت ويژه تفكرسيستمي در امر آموزش توصيه مي شود تحقيقات مشابهي در سازمانهاي غير از مراكز درماني انجام شود تا يافته هاي بدست آمده تحقيقات ،مقايسه تطبيقي شود.

4-به دليل اهميت آموزش در سطوح مختلف بهداشتي توصيه مي شود،طراحي چك ليست پايش به عنوان آموزش سيستماتيك انجام گيرد.

5-در كلاسهاي ماهانه بهورزان جهت ارتقاي علمي بيشتر، جامع نگري در آموزش به صورت كارگاهي لحاظ شود.

6-توصيه مي شود تحقيقات مشابهي تحت عنوان موانع مؤلفه هاي تفكرسيستمي در امر آموزش انجام شود تا با بررسي يافته هاي تحقيقاتي زمينه هاي انجام تفكرسيستمي در آموزش بهتر و جامع تر انجام پذيرد.

موانع تحقيق:

1- عملياتي كردن مقوله هاي تفكرسيستمي با توجه به ارتباط با سلامت مادران تا حدودي مشكل به نظر مي رسد.

2-ميزان همكاري بهورزان در مراحل اول تحقيق تا حدودي مشكل به نظر مي رسيد.

3-دسترسي به منابع تحقيقي جهت انجام مراحل تحقيق و دسترسي به پيشينه هاي تحقيق مشكل به نظر مي رسيد.

كار در روستا،تهران،انتشارات آرويج

- خوشبين ، سهيلا، (1387)، بهداشت باروري و تنظيم خانواده ، دانش خانواده سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها، تهران : انتشارات سمت،چاپ هشتم

-دوروسني،ژوئل،وبيشون،جون.(1370)"روشتفكرسيستمي".ترجمه جهانبگلو،اميرحسين.تهران:انتشارات پيشبرد.

-رحماني،علي رضا،(1387)،"سيستمهاي پويا".ماهنامه تدبير 1385.

-رضائيان،علي، (1388)"تجزيه وتحليل وطراحي سيستم".تهران:سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها(سمت)،مركز تحقيق و توسعه علوم انساني.

- سنگه.پيتر،(1382)،" پنجمين فرمان "،ترجمهكمالحقيقت،حافظ. روشن ، محمد،انتشارات¬سازمان مديريت صنعتي .

-شمشيري ميلاني،(1381)، سلامت مادران،كتاب جامع بهداشت عمومي جلد سوم

-طايفي،علي، (1388)، "جامعه شناسي سيستمي".نشريه جامعه شناسي ايران.

-علويان،سيد مؤيد،(1387)، مقدمه اي بر"مراقبتهاي ادغام يافته سلامت مادران" ويژه كاردان و كارشناس بهداشت خانواده،تهران،وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشكي ،دفتر سلامت خانواده و جمعيت اداره سلامت مادران،چاپ پنجم

-محمدي،رضا،(1383)،"يادگيري سازماني"سايت مديريت صنعتي.

منابع انگليسي:

- Adam , Verna . (2002) . ackson thinking as a major skill of business students : university of Zurich ,Switzerland .

- Biro , mary Anne . (2011). What has public health got to do with midwifery ? midwives’role in securing better health outcomes for mothers and babies .

-Blokland,pv,kok,d.(1989).Dynamiseh stimulatie.amsterdam.

- Dannels , Sharon . (2011) . Academic standards and students with Disabilities: strategies and systemic Practices Leading to Academic success .

-Eriksson, darek .(2003).Identification of normative sources for systems Thinking :an inquiry into religious ground-motives for systems thinking

-Ferguson,GA.(1979).Statistical analysis in psychology& education .

- Flood RL , ackson .(2010) . The Relationship of systems Thinking , To action Research .

-Kerlinger,f.n.& pedhazur,E.J. (1983).Multiple regression in behavioral research.

-Shanal, .( 2004). systems Thinking. National science magazine.

-Sterman John.D.(2007).Business Dynamics.



[1] كارشناسي ارشد تحقيقات آموزشي-

[2] هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تنكابن-

[3] هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحدتنكابن-

1394/07/06
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
Powered by DorsaPortal